جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
651
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
مساوى با 5 عباسى يا 20 شاهى شد و يكدهم تومان بود كه 15 شلينگ ارزش داشت . بعد ديگر شاهى سكهء نقره نبود و با كاهش مجدد در وزن قران سكههاى نقرهء عباسى هم از بين رفت . وزن قران چندين بار پائين آمد چنان كه در سال 1839 ده عدد از آنها با يك تومان فقط 10 شلينگ و نه پنس مىارزيد و اكنون در سال 1891 هر تومان در حدود پنج شلينگ و نه پنس ارزش دارد . ارزش عباسىها يا يكپنجم قران كمتر از يك شلينگ و نيم پنس است و شاهى سكهء مسى است به وزن 77 قيراط و يكچهارم اين مبلغ ، ارزش آنست . در واقع ترديدى نيست كه مردم ناچار بودند بار سنگين اين تنزلهاى پىدرپى را تحمل كنند و مثل ديگر كشورها كاهش وزن يا پاكيزگى سكه در حقيقت يك نوع ماليات غيرمستقيم و خيلى هم سنگين بود . در مورد سكههاى مسى اطلاع ما اين است كه هر شهرى براى خود سكهء جداگانه داشت و هر سال در موقع ضرب آن از عيار مىكاستند و سكههاى كهنه كه وزن بيشترى داشت با سكههاى جديد تعويض مىگرديد در قرن هفدهم با هر پوند مس 46 سكهء كزبك مىساختند كه ارزش آن 1 شلينگ و 4 پنس بود و 15 درصد نفع مىداد . شاه در سال 1672 حق امتيازى 2 درصد از ضرب كردن مسكوكات دريافت مىكرد . به نظر من با اطلاعات كموبيشى كه از جريان كار مسكوكات داريم سه چيز مىتوان استنباط كرد يكى آنكه دارائى مملكت خيلى كاهش يافت دوم اينكه مدتها وجه رايج از مقدار احتياج مملكت كمتر بود سوم از جمله دلايل اين كميابى مسكوكات عادت پول اندوختن دولت است . هركسى كه مشتى از سكههاى ايرانى را امتحان كرده باشد يعنى سكههائى كه پيش از سال 1877 ضرب شده به اشكال كار شمارش مبلغى كلان آسان پى خواهد برد ( وزن كردن كه اصلا مورد ندارد ) بنابراين از اين